1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
‏.::  <font color="#ff9800">CinemaFreak.App</font> ::.

2
00:00:11,520 --> 00:00:19,520
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

3
00:01:30,000 --> 00:01:38,000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: <font color="#ff9800">Telegram: @cinemaafreak</font> ::.
.:: <font color="#ff9800">Instagram: @cinema.freak</font> ::.

4
00:01:32,000 --> 00:01:35,010
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

5
00:01:39,430 --> 00:01:42,640
‫داروساز! همین الان بیا بیرون!

6
00:01:43,200 --> 00:01:44,320
‫هوی!

7
00:01:45,310 --> 00:01:46,280
‫در رو باز کن!

8
00:01:45,310 --> 00:01:47,850
‫چه خبره اول صبحی؟

9
00:01:46,060 --> 00:01:50,060
{\an8}‫قسمت

10
00:01:46,060 --> 00:01:50,060
{\an8}‫قسمت

11
00:01:46,060 --> 00:01:50,060
{\an8}۵۱

12
00:01:46,060 --> 00:01:50,060
{\an8}۵۱

13
00:01:46,060 --> 00:01:50,060
{\an8}بگذار کیک بخورند

14
00:01:46,060 --> 00:01:50,060
{\an8}بگذار کیک بخورند

15
00:01:48,490 --> 00:01:50,270
‫هوی! می‌دونم این تویی!

16
00:01:50,270 --> 00:01:51,440
‫داروساز!

17
00:01:53,150 --> 00:01:56,210
‫مریض داریم! همین الان بیا خونه‌مون!

18
00:01:59,350 --> 00:02:00,360
‫اوی!

19
00:02:02,760 --> 00:02:04,580
‫پول دستمزد رو داری؟

20
00:02:04,860 --> 00:02:07,730
‫چی؟ اگه نداشته باشم به امون خدا ولمون می‌کنی؟!

21
00:02:07,730 --> 00:02:09,460
‫مگه داروساز نیستی تو؟!

22
00:02:09,460 --> 00:02:12,170
‫چرا، داروسازها هم در ازای دارو پول می‌گیرن.

23
00:02:12,170 --> 00:02:14,890
‫از یه آدم ندار و بدبخت می‌خوای پول بگیری؟!

24
00:02:14,890 --> 00:02:16,460
‫اون پیرمرده که همیشه این‌جا بود کجاست پس؟!

25
00:02:17,080 --> 00:02:20,960
‫لابد بابام دوباره یه جاهایی بهشون رحم کرده.

26
00:02:21,630 --> 00:02:24,330
‫اون پیرمرد رفته پی کاسبی و پول درآوردن.

27
00:02:24,330 --> 00:02:25,890
‫اگه پول نداری راهتو بکش و برو.

28
00:02:29,660 --> 00:02:33,770
‫به‌خاطر امثال شماهاست که ما باید توی این دخمه‌ی داغون سر کنیم.

29
00:02:35,520 --> 00:02:38,080
‫همیشه جوری رفتار می‌کنن که انگار طلبکارن و همه‌چی باید مفتی باشه.

30
00:02:42,490 --> 00:02:47,000
‫خواهش می‌کنم. دستم که به دهنم برسه پولتو می‌دم، قول می‌دم.

31
00:02:47,000 --> 00:02:49,390
‫دخترم حالش خرابه.

32
00:02:55,680 --> 00:02:59,620
‫چوئو، مرکب و قلم‌مو رو بیار. یه تخته‌چوب هم بیار.

33
00:03:07,140 --> 00:03:10,480
‫این سفته‌ست. می‌تونی اسمت رو بنویسی؟

34
00:03:10,480 --> 00:03:13,940
‫سواد ندارم. روش چی نوشته؟

35
00:03:13,940 --> 00:03:17,090
‫«قول می‌دهم پول دارو را بپردازم».

36
00:03:17,090 --> 00:03:20,150
‫باشه، فقط انگشت شستت رو فشار بده روش. انگشت بزن.

37
00:03:23,530 --> 00:03:25,620
‫این‌طوری خوبه؟

38
00:03:26,790 --> 00:03:28,470
‫چی‌کار می‌شه کرد.

39
00:03:28,470 --> 00:03:30,670
‫یه جورایی شرور و بدجنس به نظر میای.

40
00:03:31,550 --> 00:03:33,790
‫آخ! آخخخ...

41
00:03:37,470 --> 00:03:38,670
‫از این طرف.

42
00:03:41,810 --> 00:03:44,020
دوباره چرا سروکارت افتاده همچین جایی/

43
00:03:44,020 --> 00:03:46,900
‫شرمنده، اوکیو. زحمتت دادم همراهم بیای.

44
00:03:46,900 --> 00:03:48,720
‫دردسره، ولی چاره‌ی دیگه‌ای نبود.

45
00:03:49,150 --> 00:03:52,230
‫هرچی باشه آخرش دختر همون پدری.

46
00:03:53,900 --> 00:03:55,200
‫رسیدیم.

47
00:03:56,320 --> 00:03:57,400
‫بیاین تو.

48
00:03:58,970 --> 00:04:00,950
‫داروساز رو آوردم!

49
00:04:01,520 --> 00:04:02,650
‫بابا...

50
00:04:03,630 --> 00:04:05,110
‫این بوی گندیدگی...

51
00:04:16,220 --> 00:04:17,690
‫چند وقته این‌طوری شده؟

52
00:04:17,690 --> 00:04:22,480
‫چند روزه. ولی مشکل دست‌هاش از خیلی‌وقت پیش شروع شده بود.

53
00:04:23,550 --> 00:04:26,430
‫خواهش می‌کنم! معاینه‌ش کن!

54
00:04:28,480 --> 00:04:29,810
‫اون دیگه واسه چیه؟!

55
00:04:30,100 --> 00:04:32,390
‫اگه خودمم بگیرم که همه‌ی زحماتمون به باد رفته.

56
00:04:32,880 --> 00:04:34,600
‫می‌تونم بذارم برم ها.

57
00:04:42,350 --> 00:04:44,260
‫چه مراقبشه.

58
00:04:44,260 --> 00:04:46,360
‫خب، درمورد علائم بیماری...

59
00:04:47,190 --> 00:04:51,560
‫شبیه سرمازدگیه، ولی هوا اون‌قدری سرد نبوده که به این روز بیفته.

60
00:04:52,710 --> 00:04:55,410
‫مردمک‌هاش گشاد شدن. و اینکه...

61
00:04:57,800 --> 00:04:59,740
‫حالش از صبحم بدتر شده.

62
00:05:00,150 --> 00:05:01,920
‫حالا باید چی‌کار کنیم، بابا؟!

63
00:05:02,250 --> 00:05:03,800
‫اونم سرنوشتش مثل مامان می‌شه!

64
00:05:04,250 --> 00:05:05,760
‫نه...

65
00:05:10,140 --> 00:05:11,970
‫خواهش می‌کنم! نجاتش بده!

66
00:05:11,970 --> 00:05:15,300
‫طاقت ندارم یه عضو دیگه‌ی خانواده‌م کم بشه!

67
00:05:15,300 --> 00:05:18,050
‫«طاقت ندارم»، ها؟

68
00:05:19,150 --> 00:05:21,870
‫مادرش هم همین‌طوری مرد؟

69
00:05:21,870 --> 00:05:25,560
‫عا... نه، سر سقط جنین از دست رفت.

70
00:05:26,120 --> 00:05:27,270
‫سقط جنین؟

71
00:05:31,450 --> 00:05:33,200
‫چیزی دادین بخوره؟

72
00:05:34,100 --> 00:05:35,800
‫یکم پوره.

73
00:05:37,150 --> 00:05:39,170
‫توش که تقریباً اصلاً برنج پیدا نمی‌شه.

74
00:05:39,510 --> 00:05:40,720
‫دیگه چی توش ریختین؟

75
00:05:41,260 --> 00:05:43,440
‫آه. برای اینکه حجمش بیشتر بشه...

76
00:05:50,420 --> 00:05:53,060
‫اینا که ایرادی ندارن. چیز دیگه‌ای نبود؟

77
00:05:53,540 --> 00:05:54,930
‫خب...

78
00:05:55,590 --> 00:05:56,610
‫هیچی؟

79
00:06:22,630 --> 00:06:25,760
‫هوی، اون چیه دیگه؟!

80
00:06:27,050 --> 00:06:28,880
‫اونو از کجا آوردی؟!

81
00:06:29,300 --> 00:06:30,400
‫یه نفر بهمون دادش.

82
00:06:30,400 --> 00:06:34,510
‫مامان گفت «هروقت چیزی برای خوردن نداشتیم، ذره‌ذره از این بخوریم».

83
00:06:34,920 --> 00:06:37,200
‫می‌خواست از بابا مخفیش کنه.

84
00:06:39,110 --> 00:06:41,530
‫من بزرگ این خونه‌ام!

85
00:06:41,530 --> 00:06:46,940
‫ولی آخه، بابا... ‫تو که اصلاً کار نمی‌کنی! فقط قمار می‌کنی و ما رو می‌فرستی گدایی!

86
00:06:46,940 --> 00:06:49,240
‫حتی همون پولی که ما درمیاریم رو هم به باد قمار می‌دی!

87
00:06:51,590 --> 00:06:53,710
‫همون قصه‌ی همیشگی و تکراری.

88
00:06:53,710 --> 00:06:54,880
‫نشونم بده.

89
00:07:02,150 --> 00:07:03,720
‫بوی شیرینی می‌ده؟

90
00:07:06,070 --> 00:07:10,650
‫شکره. برای خیرات دادن به گداها زیادی اشرافی و گرون‌قیمته.

91
00:07:10,650 --> 00:07:11,720
‫کی اینو بهتون داد؟

92
00:07:11,720 --> 00:07:17,050
‫نمی‌دونم. دادن به خواهرم، ولی اون زبون حرف زدن نداره.

93
00:07:17,050 --> 00:07:18,580
‫کی گیرتون اومد؟

94
00:07:18,580 --> 00:07:23,060
‫قبل از مرگ مامان بود... یعنی حدود یه ماهی می‌شه.

95
00:07:23,060 --> 00:07:28,070
‫دیگه چه کسایی از این شیرینی‌ها گرفتن؟ یا چه کسای دیگه‌ای این علائم رو داشتن؟

96
00:07:28,420 --> 00:07:30,800
‫اون پیرمرده که پشت خونه‌مون زندگی می‌کنه.

97
00:07:32,980 --> 00:07:33,860
‫که این‌طور.

98
00:07:38,430 --> 00:07:41,440
‫ه  هوی! داری با دخترم چی‌کار می‌کنی؟!

99
00:07:41,440 --> 00:07:45,760
‫دارم می‌برمش پیش خودم. عمراً توی همچین خرابه‌ای جون سالم به در ببره.

100
00:07:47,390 --> 00:07:51,550
‫در ضمن، اون شیرینی رو بندازین دور. ریشه‌ی مریضی همونه.

101
00:07:55,230 --> 00:07:56,470
‫شاید اون سقط جنین هم کار همین بوده...

102
00:08:01,880 --> 00:08:02,870
‫من می‌گیرمش.

103
00:08:06,480 --> 00:08:09,760
‫انگشت‌های اون پیرمرده پشت خونه فاسد شدن و افتادن.

104
00:08:09,760 --> 00:08:10,990
‫که این‌طور.

105
00:08:10,990 --> 00:08:15,160
‫سعی داشت قایمش کنه، ولی تا یه ذره پول بهش دادم دهنش باز شد.

106
00:08:15,530 --> 00:08:18,790
‫می‌گفت یه زنی این‌ها رو بهش داده.

107
00:08:20,120 --> 00:08:22,070
‫صورتش رو ندیده بود.

108
00:08:22,070 --> 00:08:24,640
‫هوم. یه زن.

109
00:08:25,540 --> 00:08:28,090
‫چشه این دختره؟ حالم به‌هم خورد.

110
00:08:28,370 --> 00:08:30,110
‫پس بدو برو آب جوش بیار.

111
00:08:31,750 --> 00:08:32,970
‫بفرما، بابت زحمتت.

112
00:08:33,420 --> 00:08:34,780
‫ناقابله البته...

113
00:08:34,780 --> 00:08:35,890
‫لازم نیست...

114
00:08:37,090 --> 00:08:38,640
‫من دیگه به بچه‌داری عادت کردم.

115
00:08:41,190 --> 00:08:42,240
‫فعلاً.

116
00:08:45,250 --> 00:08:47,340
‫کاش بیشتر می‌موند.

117
00:08:48,230 --> 00:08:52,400
‫می‌گم، چرا انگشت‌هاش رنگشون عجیب و غریب شده؟

118
00:08:52,400 --> 00:08:54,020
‫تقصیر همون شیرینی پخته‌شده‌ست.

119
00:08:54,450 --> 00:08:57,550
‫یا اگه دقیق‌تر بگم، به‌خاطر قارچ ارگوتیه که توش بوده.

120
00:08:58,070 --> 00:08:59,280
‫ما هم یکم ازش داریم.

121
00:08:59,280 --> 00:09:00,160
‫ها؟

122
00:09:03,490 --> 00:09:06,000
‫توی داروی سقط جنین هم ازش استفاده می‌شه.

123
00:09:06,570 --> 00:09:11,070
‫توی غلات فاسد رشد می‌کنه و حتی مقدار ناچیزش هم می‌تونه مسمومیت بیاره.

124
00:09:11,500 --> 00:09:13,640
‫جلوی جریان خون به دست و پاها رو می‌گیره.

125
00:09:13,640 --> 00:09:15,260
‫در بدترین حالت هم باعث می‌شه بپوسن و بیفتن.

126
00:09:15,260 --> 00:09:18,310
‫می‌تونه باعث فلج شدن و توهم هم بشه.

127
00:09:18,310 --> 00:09:19,930
‫درمان هم می‌شه؟

128
00:09:20,190 --> 00:09:22,420
‫کافیه دیگه ارگوت نخوره.

129
00:09:22,420 --> 00:09:25,020
‫یکم ورزش و تحرک هم بد نیست.

130
00:09:25,020 --> 00:09:26,300
‫همین؟

131
00:09:26,300 --> 00:09:27,620
‫آره، همین.

132
00:09:27,620 --> 00:09:31,420
‫در مورد این دختر، چیزی که خطرناک‌تره سوءتغذیه‌شه.

133
00:09:32,470 --> 00:09:34,100
‫اون آب جوش چی شد؟

134
00:09:34,100 --> 00:09:34,940
‫عا.

135
00:09:36,880 --> 00:09:39,960
‫راستی... یکم برنج سفید هم از ننه بگیر.

136
00:09:39,960 --> 00:09:42,030
‫برنج سفید؟! حله!

137
00:09:44,400 --> 00:09:45,000
‫اوه...

138
00:09:45,910 --> 00:09:48,370
‫پدرسوخته، آخرشم آب جوش نداد.

139
00:09:55,640 --> 00:09:57,900
‫احتمالاً خواهر بزرگه به این خاطر علائمی نشون نداده...

140
00:09:57,900 --> 00:10:01,980
‫چون خودش لب نزده و شیرینی‌ها رو داده به خواهر کوچیکه‌ش.

141
00:10:02,610 --> 00:10:05,790
‫مادرشون هم لابد چون باردار بوده ازش خورده.

142
00:10:06,710 --> 00:10:08,700
‫یه شیرینی حاوی شکر،

143
00:10:08,700 --> 00:10:12,270
‫و یه زن مرموز که اون‌ها رو بین گداها خیرات می‌کنه...

144
00:10:14,220 --> 00:10:15,920
‫یه ‫کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست.

145
00:10:24,790 --> 00:10:26,330
‫یک...

146
00:10:27,120 --> 00:10:28,440
‫دو.

147
00:10:28,440 --> 00:10:32,580
‫آفرین، آفرین! اوه... ایول، داری راه می‌ری!

148
00:10:35,710 --> 00:10:37,550
‫از الان ژست داداش بزرگ‌ترها رو به خودش گرفته.

149
00:10:42,030 --> 00:10:42,980
‫ببخشید...

150
00:10:46,750 --> 00:10:48,840
‫جای این زخم‌ها مال زمین خوردن نیست.

151
00:10:49,370 --> 00:10:50,640
‫خواهرم؟

152
00:10:51,050 --> 00:10:51,890
‫اوناهاش.

153
00:10:57,960 --> 00:10:59,360
‫پول دستمزد چی شد؟

154
00:10:59,360 --> 00:11:03,070
‫چون بابات نیومده، حدس می‌زنم دست خالی اومده باشی.

155
00:11:05,950 --> 00:11:09,650
‫مشکلی نیست. به‌جاش خواهرت رو می‌فروشم.

156
00:11:09,650 --> 00:11:10,250
‫عه؟

157
00:11:10,770 --> 00:11:13,140
‫سنش کمه و خوب بار میاد.

158
00:11:18,120 --> 00:11:21,800
‫خواهرم نمی‌تونه حرف بزنه. من جنس باارزش‌تری‌ام!

159
00:11:22,430 --> 00:11:25,800
‫اوهو، فکر می‌کردم بیفته به التماس و مظلوم‌نمایی.

160
00:11:26,300 --> 00:11:28,300
‫می‌فهمی داری چی می‌گی اصلاً؟

161
00:11:28,300 --> 00:11:31,640
‫می‌دونم. این‌جوری پیش بره تا ابد گدا می‌مونیم.

162
00:11:31,640 --> 00:11:34,400
‫بعدشم لابد مجبورمون می‌کنن تن‌فروش خیابونی بشیم.

163
00:11:34,400 --> 00:11:37,150
‫همون آب‌باریکه رو هم آخرش بابام بالا می‌کشه.

164
00:11:37,150 --> 00:11:40,570
‫پس ترجیح می‌دی با پای خودت روسپی بشی؟

165
00:11:40,570 --> 00:11:43,450
‫درسته! تو توی خانه‌ی یشم کار می‌کنی، مگه نه؟

166
00:11:44,200 --> 00:11:46,400
‫می‌خوای معرفیت کنم؟

167
00:11:46,780 --> 00:11:47,450
‫آره.

168
00:11:49,190 --> 00:11:51,910
‫واقعاً فکر کردی اون‌قدرا آش دهن‌سوزی هستی؟

169
00:11:53,110 --> 00:11:55,250
‫منم درست مثل خواهرمم.

170
00:11:55,250 --> 00:11:58,840
‫اون سنش کمتره. می‌شه تربیتش کرد و زودتر هم یاد می‌گیره.

171
00:11:58,840 --> 00:12:00,460
‫اون نمی‌تونه حرف بزنه!

172
00:12:00,460 --> 00:12:03,130
‫بعضی آقایون از دخترای کم‌حرف خوششون میاد.

173
00:12:03,130 --> 00:12:05,490
‫ولی بازم... من باید از این لجن خلاص شم!

174
00:12:05,490 --> 00:12:07,930
‫نمی‌خوام توی این لجن بمیرم!

175
00:12:08,270 --> 00:12:09,310
‫عمراً...

176
00:12:09,680 --> 00:12:12,080
‫عمراً زیر بار این خفت برم!

177
00:12:16,180 --> 00:12:18,320
‫بازم یه قصه‌ی تکراری دیگه.

178
00:12:18,690 --> 00:12:23,260
‫ولی... از اون دست آدمایی که دست‌وپا می‌زنن و می‌جنگن...

179
00:12:23,260 --> 00:12:26,200
‫بیشتر از اونایی که دست رو دست می‌ذارن تا یکی نجاتشون بده، خوشم میاد.

180
00:12:26,600 --> 00:12:28,120
‫تکلیف خواهرت چی می‌شه پس؟

181
00:12:28,120 --> 00:12:29,880
‫به‌جای جفتمون کار می‌کنم.

182
00:12:29,880 --> 00:12:33,460
‫اگه خوب کار کنم، هوای اونم دارن دیگه، مگه نه؟

183
00:12:34,990 --> 00:12:38,460
‫اگه به درد نخوری، آخر و عاقبت جفتتون می‌شه ته جوب.

184
00:12:36,210 --> 00:12:37,400
‫حالت خوبه؟

185
00:12:38,920 --> 00:12:40,300
‫می‌دونم.

186
00:12:52,980 --> 00:12:54,020
‫این...

187
00:12:54,480 --> 00:12:55,940
‫از چاه آب بکش.

188
00:12:55,940 --> 00:12:57,860
‫حتی اگه سرده موهات رو هم خوب بشور.

189
00:12:57,860 --> 00:13:01,570
‫اگه با سر پر از شپش بری، با جارو کتکت می‌زنن و پرتت می‌کنن بیرون.

190
00:13:10,970 --> 00:13:15,870
‫خدا می‌دونه از این به بعد چه سرنوشتی در انتظارشه.

191
00:13:16,670 --> 00:13:18,290
‫اما این راهیه که...

192
00:13:22,310 --> 00:13:24,210
‫خودش انتخاب کرده توش قدم بذاره.

193
00:13:29,210 --> 00:13:30,890
‫اگه قراره آخرش پشیمون بشه،

194
00:13:32,390 --> 00:13:36,740
‫بهتره بذاره همین لجن قورتش بده.

195
00:13:43,200 --> 00:13:44,520
‫چیزی شده؟

196
00:13:45,060 --> 00:13:47,150
‫از خاندان می پیامی رسیده.

197
00:13:47,700 --> 00:13:49,280
‫از جاسوس‌ها؟

198
00:13:49,560 --> 00:13:51,280
‫آره، نگاه کن.

199
00:13:57,910 --> 00:14:00,750
‫داروهای مشکوک توی شهر پخش شده؟

200
00:14:00,750 --> 00:14:02,750
‫نباید فوراً همه‌شون رو جمع کنیم؟

201
00:14:02,750 --> 00:14:05,810
‫اگه بدون مدرک دست به عمل بزنیم، بازی رو می‌بازیم.

202
00:14:05,810 --> 00:14:07,510
‫باید سر بزنگاه مچشون رو بگیریم.

203
00:14:08,070 --> 00:14:10,570
‫ظاهراً هنوز رد منبعش رو پیدا نکردن،

204
00:14:10,570 --> 00:14:13,470
‫ولی اشاره کردن که یه وجه اشتراک بین همه‌شون هست.

205
00:14:14,320 --> 00:14:15,470
‫«بانوی سپید».

206
00:14:15,470 --> 00:14:18,220
بانوی سفید

207
00:14:15,900 --> 00:14:20,230
‫بانوی سپید؟ گهگاهی توی کوچه و خیابون این اسم به گوشم خورده.

208
00:14:20,790 --> 00:14:24,120
‫رسیدگی به هجوم ملخ‌ها هم کار واجبیه، اما با این حال...

209
00:14:25,830 --> 00:14:28,070
‫کتاب‌ها بالاخره رسیدن.

210
00:14:28,610 --> 00:14:30,730
‫باید فوراً برسونمشون دست مائومائو.

211
00:14:30,730 --> 00:14:32,940
‫جینشی-ساما، خودتون شخصاً تشریف می‌برین؟

212
00:14:32,940 --> 00:14:36,500
‫آره، می‌خواستم نظرش رو درمورد این موضوع هم بپرسم.

213
00:14:36,810 --> 00:14:39,620
در مورد حکیم شدن اون بانوی دربار؟

214
00:14:40,910 --> 00:14:42,630
‫اما...

215
00:14:53,040 --> 00:14:54,850
‫جینشی-ساما سرشون شلوغه.

216
00:14:55,930 --> 00:14:56,640
‫عجب.

217
00:14:57,010 --> 00:14:58,880
یهویی چی بود گفت؟

218
00:14:58,880 --> 00:15:02,150
‫در ضمن، هنوزم با اسم دوران خواجه بودنش صداش می‌زنه؟

219
00:15:02,580 --> 00:15:05,650
‫لابد اسم واقعیش چیزی نیست که بشه راحت به زبون آورد.

220
00:15:06,040 --> 00:15:09,850
‫اینکه در رو باز گذاشته تا نشون بده قضیه‌ی مشکوکی در کار نیست،

221
00:15:09,850 --> 00:15:13,200
‫احتمالاً از سر مصلحت‌اندیشی به‌عنوان ملازم جینشی-ساماست، اما...

222
00:15:16,440 --> 00:15:18,180
‫چه سر و صدایی راه انداختن.

223
00:15:19,830 --> 00:15:21,800
‫اینم از کتاب‌هایی که توی دژ بودن.

224
00:15:23,140 --> 00:15:24,570
‫با اجازه‌تون.

225
00:15:26,590 --> 00:15:31,380
‫پرندگان. آبزیان. گیاهان.

226
00:15:31,380 --> 00:15:34,130
‫کتاب «گیاهان» رو توی دژ خونده بودم، اما...

227
00:15:34,130 --> 00:15:34,800
‫پیداش کردم.

228
00:15:37,430 --> 00:15:39,930
حشرات جلد دوم

229
00:15:37,790 --> 00:15:39,270
‫کتاب «حشرات».

230
00:15:39,930 --> 00:15:42,940
‫پس یعنی مطبی راجع به ملخ‌ها توش هست، درسته؟

231
00:15:42,940 --> 00:15:44,240
‫باید باشه.

232
00:15:48,920 --> 00:15:50,300
‫نیست؟

233
00:15:50,300 --> 00:15:51,460
‫آره.

234
00:15:51,460 --> 00:15:55,410
‫وقتی توی انبار بوده کسی سراغ کتاب‌ها نرفته؟

235
00:15:55,410 --> 00:15:57,740
‫کی آخه به این چیزا علاقه نشون می‌ده؟

236
00:15:58,130 --> 00:16:00,050
‫هر کسی سلیقه‌ای داره دیگه.

237
00:16:00,690 --> 00:16:02,530
‫نکنه سازِن بهم نارو زده؟

238
00:16:02,530 --> 00:16:05,300
‫نه، دلیلی نداره بخواد همچین کاری بکنه.

239
00:16:10,090 --> 00:16:13,590
‫اوه، ببخشید، یکم خاک رو پشتتون نشسته.

240
00:16:13,590 --> 00:16:15,960
‫چ  چی شد یهو؟!

241
00:16:15,960 --> 00:16:20,350
‫هنوزم هست. تکون نخورین، خودم پاکش می‌کنم براتون.

242
00:16:23,590 --> 00:16:26,630
‫انگار پایرین نه‌-چان حسابی حوصله‌ش سر رفته ها.

243
00:16:26,630 --> 00:16:30,360
‫سطحش اون‌قدری بالاست که هر روز نتونه مشتری داشته باشه.

244
00:16:31,260 --> 00:16:34,390
‫اگه لی‌هاکو-ساما این‌جا بود دیدن این صحنه حسابی کیف می‌داد.

245
00:16:31,260 --> 00:16:35,630
‫نگران نباشین، همه‌چیز رو بسپارین به خودم.

246
00:16:37,170 --> 00:16:38,600
‫من دیگه رفتم!

247
00:16:38,600 --> 00:16:40,740
‫چیزی رو که باید تحویل می‌دادم دادم!

248
00:16:40,740 --> 00:16:45,000
‫ای بابا، عجب مشتری دست‌اول و نپخته‌ای از چنگم پرید.

249
00:16:45,300 --> 00:16:47,710
‫از وسط راه بهشت پا به فرار گذاشت.

250
00:16:48,000 --> 00:16:49,670
‫منظورت جهنمه دیگه؟

251
00:16:50,150 --> 00:16:52,770
‫به هر حال، حالا باید چی‌کار کرد...

252
00:16:57,090 --> 00:16:59,300
‫اوکیو، سازِن رو ندیدی؟

253
00:16:59,660 --> 00:17:01,580
‫داره جلوی در رو جارو می‌زنه.

254
00:17:02,060 --> 00:17:04,040
‫اون که کار کلفت‌هاست.

255
00:17:04,040 --> 00:17:07,030
‫آره. اگه در همین حدم بخواد از زیر کار دربره،

256
00:17:07,030 --> 00:17:10,070
‫نمی‌تونیم به‌عنوان پادوی مرد نگهش داریم...

257
00:17:17,440 --> 00:17:19,540
‫چ  چرا این‌طوری نگام می‌کنی؟

258
00:17:19,540 --> 00:17:23,240
‫هیچی والا، ولی بهم دروغ گفتی.

259
00:17:23,240 --> 00:17:25,940
‫توی این کتاب حتی یه کلمه هم راجع به ملخ‌ها ننوشته.

260
00:17:25,940 --> 00:17:28,010
‫نه، این‌طوری نیست

261
00:17:28,010 --> 00:17:29,880
‫اوی، اون یکی جلدش کجاست؟

262
00:17:29,880 --> 00:17:30,880
‫ها؟

263
00:17:31,180 --> 00:17:34,120
‫باید سه تا کتاب درمورد حشرات باشه.

264
00:17:34,550 --> 00:17:40,150
‫پس داری می‌گی اصلاً توی دژ کتابی درمورد ملخ‌ها نبوده؟

265
00:17:40,150 --> 00:17:43,990
‫مطمئنم تا وقتی اون داروساز پیره زنده بود اون‌جا بود...

266
00:17:44,600 --> 00:17:46,980
‫نکنه گذاشتنش توی تابوتش؟

267
00:17:47,380 --> 00:17:50,210
‫توی شهر ما از این رسما داریم.

268
00:17:52,040 --> 00:17:57,040
‫حیف شد که سر یه آزمایش ناموفق جونش رو از دست داد.

269
00:17:57,040 --> 00:17:59,200
‫آره، آزمایش‌های جاودانگی.

270
00:17:59,630 --> 00:18:02,330
‫توی اون قلعه موش‌های آزمایشگاهی هم بودن،

271
00:18:02,600 --> 00:18:05,380
‫اما در نهایت قرار بوده دارو روی آدم‌ها امتحان بشه.

272
00:18:05,380 --> 00:18:09,190
‫برای بالا بردن شانس موفقیت باید روی آدمیزاد آزمایشش می‌کرده...

273
00:18:09,190 --> 00:18:10,010
‫هوم؟

274
00:18:10,740 --> 00:18:12,460
‫اوی، چت شد یهو؟

275
00:18:16,760 --> 00:18:19,150
‫جنازه‌ش رو کجا بردن؟

276
00:18:19,150 --> 00:18:23,680
‫ن  نمی‌دونم. کارهای کفن‌ودفنش با «اون» بود.

277
00:18:24,270 --> 00:18:25,670
‫اون؟

278
00:18:25,670 --> 00:18:29,810
‫همون زنه که صورتش هیچ حسی نداشت دیگه. همون دستیاره.

279
00:18:31,410 --> 00:18:32,020
‫آخ!

280
00:18:32,020 --> 00:18:32,860
‫آی!

281
00:18:33,150 --> 00:18:36,530
‫راست می‌گه، چطور عقلم به این نرسیده بود؟!

282
00:18:36,530 --> 00:18:39,360
‫اون زنه حتماً همه‌چیز رو از نزدیک دیده!

283
00:18:39,820 --> 00:18:41,510
‫باید باهاش حرف بزنم.

284
00:18:41,510 --> 00:18:43,850
‫اگه با یه نامه از جینشی-ساما بخوام...

285
00:18:43,850 --> 00:18:46,330
‫اوی! دخترهای منو پس بده!

286
00:18:46,330 --> 00:18:49,070
‫تو! تو همونی که...

287
00:18:49,070 --> 00:18:53,920
‫تو چه جور داروسازی هستی آخه؟! فروختیشون به این و اون!

288
00:18:53,920 --> 00:18:57,620
‫ها؟ من کسی رو نفروختم، نه سر پیازم نه تهش.

289
00:18:57,620 --> 00:19:01,090
‫تازه پول داروم رو هم ازت نگرفتم هنوز.

290
00:19:02,060 --> 00:19:07,360
‫سفته هم ازت قبول کردم، می‌تونم به خاطر تأخیر پول بیشتری ازت بکشم بیرون.

291
00:19:08,640 --> 00:19:09,910
‫خفه شو!

292
00:19:09,100 --> 00:19:10,350
‫ص  صبر کن!

293
00:19:10,350 --> 00:19:13,860
‫از «دخترها» منظورت هموناییه که تازه آزمایشی اومدن این‌جا؟

294
00:19:13,860 --> 00:19:14,620
‫آره.

295
00:19:14,620 --> 00:19:16,020
‫لعنتی، گمشو اون‌ور!

296
00:19:16,340 --> 00:19:17,410
‫آخ!

297
00:19:17,410 --> 00:19:18,860
‫آدم بشو نیستی، نه؟

298
00:19:18,860 --> 00:19:20,380
‫آخ!

299
00:19:20,380 --> 00:19:23,750
‫دیدم سر و صدا میاد، بازم که سر و کله‌ی تو پیدا شد.

300
00:19:23,750 --> 00:19:25,620
خیال کردی سوراخ دعا رو پیدا کردی؟

301
00:19:26,020 --> 00:19:30,910
‫ببند دهنتو! اونا دخترهای منن! مال منن!

302
00:19:30,910 --> 00:19:32,640
‫بسه دیگه، تمومش کن.

303
00:19:41,800 --> 00:19:44,340
‫آها، ببینین! بابا اومده!

304
00:19:44,340 --> 00:19:49,120
‫اومدم دنبالتون ببرمتون! بیاین برگردیم خونه، باشه؟

305
00:19:52,240 --> 00:19:53,480
‫ه  ها...

306
00:19:56,580 --> 00:19:59,900
‫و  وایسین... هی...

307
00:19:59,900 --> 00:20:01,540
‫عمراً برگردن خونه.

308
00:20:02,150 --> 00:20:05,780
‫خودشون با پای خودشون اومدن این‌جا تا روسپی بشن.

309
00:20:12,660 --> 00:20:16,290
‫تو دیگه براشون هیچ‌کسی نیستی.

310
00:20:22,090 --> 00:20:26,050
‫از این به بعد چطوری شکمم رو سیر کنم آخه؟!

311
00:20:35,550 --> 00:20:37,270
چیزی رو یادت نرفته؟

312
00:20:37,270 --> 00:20:38,270
‫آره.

313
00:20:38,270 --> 00:20:38,970
‫هوم؟

314
00:20:46,270 --> 00:20:47,200
‫فعلاً!

315
00:20:57,080 --> 00:20:59,590
‫داری جایی می‌ری؟ منم با خودت ببر!

316
00:21:01,910 --> 00:21:04,380
‫نمی‌شه، موضوع کاریه.

317
00:21:04,380 --> 00:21:05,090
‫نامرد.

318
00:21:05,970 --> 00:21:07,290
‫ایششش!

319
00:21:08,620 --> 00:21:11,880
‫بچه‌های بازمانده‌ی خاندان شی اون‌جا هستن.

320
00:21:11,880 --> 00:21:13,800
‫نباید بذارم با هم رو در رو بشن.

321
00:21:15,770 --> 00:21:20,810
‫بگذریم، خیلی زود موافقت کرد که بتونم ببینمش.

322
00:21:21,830 --> 00:21:23,070
‫بریم که رفتیم!

323
00:21:26,040 --> 00:21:27,700
‫بچه‌ی ساده!

324
00:21:28,490 --> 00:21:32,700
‫آینده‌ی چوئو قراره چی بشه یعنی؟

325
00:21:33,610 --> 00:21:37,560
‫اگه فلج نبود، می‌تونست همین‌جا پادو بشه.

326
00:21:39,280 --> 00:21:41,460
‫شاید بتونه داروساز بشه؟

327
00:21:42,080 --> 00:21:46,590
‫متأسفانه به نظر نمیاد اصلاً سر سوزنی بهش علاقه داشته باشه...

328
00:21:54,640 --> 00:21:56,180
‫کار به این جالبی.

329
00:21:57,680 --> 00:22:05,680
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

330
00:22:07,360 --> 00:22:10,000
‫اون دختره داره میاد دیدنت.

331
00:22:10,000 --> 00:22:13,090
‫نمی‌دونم باهات چی‌کار داره، رِی.

332
00:22:14,590 --> 00:22:15,520
‫بله.

333
00:22:15,540 --> 00:22:25,540
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: <font color="#ff9800">Telegram: @cinemaafreak</font> ::.
.:: <font color="#ff9800">Instagram: @cinema.freak</font> ::.

334
00:22:25,564 --> 00:22:46,564
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
‏.::  <font color="#ff9800">CinemaFreak.App</font> ::.

335
00:23:46,590 --> 00:24:01,520
‫قسمت بعدی

336
00:23:54,600 --> 00:23:57,810
{\an8}‫قسمت بعدی: «آخرین جلد».

337
00:23:54,680 --> 00:24:01,520
{\an8}جلد آخر

338
00:23:54,680 --> 00:24:01,520
{\an8}جلد آخر

339
00:23:54,680 --> 00:24:01,520
{\an8}‫قسمت

340
00:23:54,680 --> 00:24:01,520
{\an8}‫قسمت

341
00:23:54,680 --> 00:24:01,520
{\an8}۵۲

342
00:23:54,680 --> 00:24:01,520
{\an8}۵۲
