WEBVTT

1
00:00:00.586 --> 00:00:20.586
..:: ارائه شده توسط وب سایت سینمافریک ::..
‏.::  <font color="#ff9800">CinemaFreak.Net</font> ::.

2
00:00:22.086 --> 00:00:30.086
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

3
00:01:32.610 --> 00:01:33.980
‫باورنکردنیه!

4
00:01:34.440 --> 00:01:37.400
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

5
00:01:34.450 --> 00:01:37.700
‫اینکه بخوای از یه همنشین عالی‌رتبه،
‫که از قضا گیوکویو-ساما هم نیست مراقبت کنی!

6
00:01:38.170 --> 00:01:39.910
‫اینو می‌گی، ولی...

7
00:01:40.540 --> 00:01:41.530
‫یه‌چیزی اون‌جاست.

8
00:01:41.930 --> 00:01:45.450
‫حمام کاخ یه چیز داره... چیز...

9
00:01:45.450 --> 00:01:46.790
‫روح داره!

10
00:01:50.010 --> 00:01:53.800
‫چرا در مورد این موضوع با جینشی-ساما مشورت نکردین؟

11
00:01:54.520 --> 00:01:58.840
‫کیه که بعد از شنیدن اون حرفا کنجکاو نشه؟

12
00:02:01.090 --> 00:02:02.190
‫مائومائو.

13
00:02:02.730 --> 00:02:06.310
‫بفرما، همون‌طور که حدس می‌زدم.

14
00:02:07.150 --> 00:02:08.480
‫بنده رو احضار کردین؟

15
00:02:07.310 --> 00:02:11.270
{\an8}‫قسمت

16
00:02:07.310 --> 00:02:11.270
{\an8}قسمت

17
00:02:07.310 --> 00:02:11.270
{\an8}38

18
00:02:07.310 --> 00:02:11.270
{\an8}38

19
00:02:07.310 --> 00:02:11.270
{\an8}روح رقصان

20
00:02:07.310 --> 00:02:11.270
{\an8}روح رقصان

21
00:02:15.900 --> 00:02:19.950
‫ای تف بهش. خوشحالی گرفتن پادزهر گاو باعث شد پاک یادم بره،

22
00:02:19.950 --> 00:02:23.410
‫ولی حین سفر شکار یه راز خیلی بزرگ رو در موردش فهمیدم.

23
00:02:23.700 --> 00:02:27.410
‫به‌جز امپراتور، همه‌ی مردای کاخ اندرونی خواجه هستن.

24
00:02:27.410 --> 00:02:30.420
‫ولی جینشی-ساما این‌طور نبود.

25
00:02:30.900 --> 00:02:33.780
‫ایشون یه قورباغه‌ی بگی‌نگی بزرگم دارن.

26
00:02:36.790 --> 00:02:39.220
‫خب، امروز چه فرمایشی داشتین؟

27
00:02:39.720 --> 00:02:42.680
‫شنیدم که توی اتاق یکی از همنشین‌ها یه روح پیدا شده.

28
00:02:43.050 --> 00:02:46.330
‫عه‌وا، خدایا... حتماً خیلی ترسناک بوده.

29
00:02:48.420 --> 00:02:52.000
‫کدوم‌یکی از همنشین‌ها؟ باید بهشون سر بزنم و احوال‌پرسی کنم.

30
00:02:52.000 --> 00:02:56.280
‫گیوکویو-ساما، شما که با این وضع‌تون نباید برین بیرون.

31
00:02:56.280 --> 00:02:58.320
‫پس یکی رو به‌جای خودم می‌فرستم.

32
00:02:58.670 --> 00:03:00.110
‫بذار ببینم...

33
00:03:00.820 --> 00:03:05.410
‫هونیان، چرا تو نمی‌ری؟ مائومائو رو هم با خودت ببر.

34
00:03:05.690 --> 00:03:09.160
‫همنشین گیوکویو، این یه مسئله‌ی محرمانه‌ست،

35
00:03:09.160 --> 00:03:11.250
‫پس لطفاً اجازه بدین که نپذیرم.

36
00:03:11.730 --> 00:03:16.250
‫به‌جاش، می‌شه دوباره بهم «برگردونینش»؟

37
00:03:16.900 --> 00:03:19.760
‫البته که می‌تونم بهتون «قرض» بدمش.

38
00:03:23.970 --> 00:03:25.920
‫بازم این معامله‌ها...

39
00:03:26.650 --> 00:03:29.350
‫نه، ترجیح می‌دم «برگرده» پیشم...

40
00:03:29.970 --> 00:03:30.770
‫همین...

41
00:03:31.820 --> 00:03:32.810
‫«مائومائو».

42
00:03:34.370 --> 00:03:38.780
‫وقتی برگشت دیگه نمی‌تونین چیزی از این دختر بپرسین.

43
00:03:39.330 --> 00:03:43.640
‫خودم تضمین می‌کنم که دهنش قرص بمونه.

44
00:03:45.880 --> 00:03:47.920
‫خب، با اجازه‌تون.

45
00:03:57.960 --> 00:04:01.320
‫توی سفر شکار چه اتفاقی بین شما دوتا افتاد؟

46
00:04:02.550 --> 00:04:04.640
‫همه‌ش زیر سر قورباغه‌ست.

47
00:04:05.790 --> 00:04:06.800
‫قورباغه؟

48
00:04:05.790 --> 00:04:06.800
‫قورباغه؟

49
00:04:07.480 --> 00:04:13.310
‫شاید پادزهر گاو ارزش رازی که باید
‫با خودم به گور ببرم رو نداشته باشه.

50
00:04:14.580 --> 00:04:16.060
‫منتظر تشریف آوردنتون بودیم.

51
00:04:24.780 --> 00:04:28.350
‫یعنی گائوشون-ساما چه‌قدر از ماجرا خبر داره؟

52
00:04:28.350 --> 00:04:32.450
‫نکنه خود گائوشون-ساما هم خواجه نیست؟

53
00:04:33.560 --> 00:04:36.140
‫فکر کردن بهش هیچ فایده‌ای نداره.

54
00:04:40.180 --> 00:04:42.460
‫عرض ادب، همنشین لیشو.

55
00:04:43.390 --> 00:04:44.430
‫جینشی-ساما!

56
00:04:44.720 --> 00:04:49.180
‫می‌تونین حمامی که گفتین روح داره رو بهمون نشون بدین؟

57
00:04:50.260 --> 00:04:51.640
‫اوه... بله...

58
00:04:52.650 --> 00:04:54.560
‫از این تابلوترم می‌شه؟

59
00:04:54.920 --> 00:04:58.270
‫اینکه با یه همنشین عالی‌رتبه این‌طوری
‫ رفتار می‌کنن جای نگرانی داره...

60
00:04:58.740 --> 00:05:00.110
‫از این‌طرف.

61
00:05:02.610 --> 00:05:06.070
‫اتاق اول برای لباس عوض‌کردن، و بعد از اون حمام قرار داره.

62
00:05:07.490 --> 00:05:13.040
‫لیشو-ساما گفتن از پنجره‌ی این انباری
‫یه موجود عجیب به شکل انسان دیدن.

63
00:05:14.250 --> 00:05:16.120
‫این موجودی که دیدین چه شکلی بود؟

64
00:05:16.530 --> 00:05:18.210
‫خ  خب...

65
00:05:19.230 --> 00:05:22.130
‫هنوزم دارین در مورد اون قضیه صحبت می‌کنین؟

66
00:05:22.480 --> 00:05:24.720
‫حتماً اشتباه کردین.

67
00:05:24.720 --> 00:05:29.010
‫لیشو-ساما همیشه قصد دارن این‌طوری توجه همه رو جلب کنن.

68
00:05:31.710 --> 00:05:35.860
‫همین‌طوری الکی دارین از کاه، کوه می‌سازین...

69
00:05:35.860 --> 00:05:41.770
‫به‌نظرم کار ندیمه‌های ارشد اینه
‫که جلوی چنین رفتارهایی رو بگیرن.

70
00:05:42.160 --> 00:05:46.930
‫شاید تو این رو نمی‌دونی، چون صرفاً یه پیش‌مرگ بودی.

71
00:05:46.930 --> 00:05:48.530
‫خیلی عذر می‌خوام...

72
00:05:48.800 --> 00:05:50.560
‫از طرز حرف‌زدنش مشخصه،

73
00:05:50.560 --> 00:05:53.620
‫این زن با اون لحن متکبرانه‌ش باید ندیمه‌ی ارشد سابق باشه.

74
00:05:53.960 --> 00:05:56.320
‫حتماً از بابت اینکه یه پیش‌مرگ جاشو گرفته دلش پره.

75
00:05:56.320 --> 00:05:59.750
‫و روزی هزاربار داره درباره‌ش غر می‌زنه.

76
00:06:00.590 --> 00:06:01.420
‫ها؟

77
00:06:02.440 --> 00:06:04.260
‫اون گیره‌ی مو...

78
00:06:05.460 --> 00:06:07.380
‫شما هم موافق نیستین؟

79
00:06:07.930 --> 00:06:09.370
‫والا چی بگم.

80
00:06:10.370 --> 00:06:14.550
‫هرچند، همچنان کارم ایجاب می‌کنه به صحبت‌های همنشین‌ها گوش کنم.

81
00:06:14.550 --> 00:06:17.060
‫اجازه می‌دین به کارم برسم؟

82
00:06:18.230 --> 00:06:19.480
‫ب  بله...

83
00:06:21.100 --> 00:06:24.190
‫همم. گلوم یکم خشک شده...

84
00:06:25.400 --> 00:06:27.070
‫فوراً براتون چای میارم!

85
00:06:27.070 --> 00:06:28.130
‫من میارم!

86
00:06:28.130 --> 00:06:29.530
‫نه، من میارم!

87
00:06:31.240 --> 00:06:35.370
‫خب. همنشین لیشو، می‌تونین با جزئیات بیشتری توضیح بدین؟

88
00:06:36.070 --> 00:06:38.510
‫ب  بله...

89
00:06:39.170 --> 00:06:43.630
‫همم. اونا رو فرستاد دنبال نخود سیاه
‫که همنشین لیشو بتونه راحت حرفاشو بزنه.

90
00:06:44.250 --> 00:06:48.880
‫اون شب، بعد از این بود که مثل همیشه حمام می‌کردم.

91
00:06:49.580 --> 00:06:51.940
‫من ترجیح می‌دم که دمای آب پایین باشه،

92
00:06:51.940 --> 00:06:54.890
‫ولی ندیمه‌ها همیشه آب حمامم رو خیلی داغ می‌کنن.

93
00:06:55.510 --> 00:06:59.270
‫برای همین، عادت کرده بودم که صبر کنم تا آب
‫کمی خنک‌تر بشه، و یکم دیرتر حمام کنم.

94
00:07:00.150 --> 00:07:02.150
‫از قبل متوجه این قضیه شده بودم،

95
00:07:02.980 --> 00:07:07.610
‫ولی به‌نظر میاد که ندیمه‌ها دیدگاه مثبتی نسبت به من ندارن.

96
00:07:08.220 --> 00:07:12.200
‫من همیشه تنها حمام می‌کنم، حتی از زمانی که توی صومعه بودم.

97
00:07:12.200 --> 00:07:18.010
‫کانان... منظورم اینه که،‌ ندیمه‌ی ارشدم توی لباس پوشیدن بهم کمک می‌کنه.

98
00:07:18.450 --> 00:07:23.330
‫وقتی که داشتم خودم رو خشک می‌کردم،
‫حس کردم هوا گرم شده، برای همین پرده‌ها رو کشیدم بالا.

99
00:07:23.330 --> 00:07:25.070
‫بعدش...

100
00:07:25.070 --> 00:07:29.300
‫با اینکه همه‌ی پنجره‌ها بسته بودن، پرده‌ها داشتن باد می‌خوردن.

101
00:07:30.450 --> 00:07:34.700
‫و یه صورت سفید داشت می‌رقصید و می‌خندید!

102
00:07:36.340 --> 00:07:39.350
‫بهم زل زده بود...!

103
00:07:43.500 --> 00:07:46.820
‫ممکه شخص دیگه‌ای هم اونجا بوده باشه؟

104
00:07:48.100 --> 00:07:53.300
‫کانان تنها کسی‌ه که اون اطراف بود. اون هم روح رو دید!

105
00:07:54.750 --> 00:07:57.660
‫رفتم نزدیکش، سعی کردم که ببینم چیه،

106
00:07:58.260 --> 00:08:00.150
‫ولی روح ناپدید شد،

107
00:08:01.020 --> 00:08:05.460
‫و پرده هم از حرکت ایستاد، انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده.

108
00:08:06.500 --> 00:08:10.650
‫همه‌ی پنجره‌هایی که به بیرون دید دارن بسته بودن،

109
00:08:10.650 --> 00:08:12.850
‫پس بادی هم نمی‌تونسته بیاد داخل.

110
00:08:12.850 --> 00:08:15.680
‫ولی پرده‌ها تکون می‌خوردن.

111
00:08:17.000 --> 00:08:20.270
‫غیرمنطقی نیست که فکر کنه یه روح دیده و ترسیده باشه.

112
00:08:20.810 --> 00:08:23.220
‫ولی، طراحی این ساختمون یکم عجیبه.

113
00:08:23.220 --> 00:08:27.540
‫توی کاخ بلور و کاخ یشم، حموم‌ها توی ساختمون‌های جدا قرار دارن،

114
00:08:27.540 --> 00:08:29.780
‫و در کنارش یه فضای استراحت هم دارن.

115
00:08:30.470 --> 00:08:34.320
‫چرا کسی باید یه انباری کنار حموم بسازه؟

116
00:08:37.400 --> 00:08:40.490
‫اون اتاق از اول انباری بوده؟

117
00:08:40.490 --> 00:08:43.320
‫اوه، نه، از اول نبوده...

118
00:08:43.870 --> 00:08:46.280
‫پس چرا الان انباری شده؟

119
00:08:46.280 --> 00:08:47.380
‫راستش...

120
00:08:51.210 --> 00:08:54.940
‫فکر کنم بهتر باشه که خودتون ببینین.

121
00:09:00.190 --> 00:09:02.270
‫اوه، که این‌طور.

122
00:09:02.780 --> 00:09:05.020
‫خیلی کپک زده.

123
00:09:05.480 --> 00:09:08.970
‫ندیمه‌های کاخ یشم قطعاً علت کپک رو پیدا می‌کردن...

124
00:09:08.970 --> 00:09:11.530
‫و برای پیشگیری هم یه کاری می‌کردن، ولی...

125
00:09:11.930 --> 00:09:15.500
‫از اون ندیمه‌های این‌جا چنین انتظاری ندارم.

126
00:09:15.500 --> 00:09:18.570
‫صرفاً اینجا رو تبدیل به انباری کردن تا پنهانش کنن.

127
00:09:24.050 --> 00:09:27.670
‫شاید زیربنای ساختمون هم پوسیده باشه.

128
00:09:28.340 --> 00:09:31.150
‫این ساختمان از بقیه قدیمی‌تره؟

129
00:09:31.150 --> 00:09:33.760
‫نه، راستش جدیدتره.

130
00:09:33.760 --> 00:09:37.010
‫زمانی که لیشو-ساما وارد کاخ اندرونی شدن ساخته شد.

131
00:09:37.010 --> 00:09:38.840
‫توی چندسال این‌طوری شده؟

132
00:09:39.540 --> 00:09:43.430
‫همنشین لیشو گفت این پرده داشت تکون می‌خورد.

133
00:09:45.570 --> 00:09:47.440
‫لطفاً اجازه بدین حمام رو ببینم.

134
00:09:51.310 --> 00:09:52.110
‫پیداش کردم.

135
00:09:52.710 --> 00:09:57.110
‫این سوراخ باید به آب‌راه‌های کاخ اندرونی وصل باشه.

136
00:09:57.710 --> 00:09:58.730
‫لیشو-ساما.

137
00:09:59.440 --> 00:10:04.540
‫اون روزی که روح رو دیدین. اشتباهی درپوش وان رو باز کرده بودین؟

138
00:10:04.810 --> 00:10:07.250
‫آره. از کجا فهمیدی؟

139
00:10:07.580 --> 00:10:08.750
‫می‌دونستم.

140
00:10:09.340 --> 00:10:15.630
‫پنجره‌های بسته، پرده‌های متحرک، درپوش وان بازشده...

141
00:10:16.300 --> 00:10:20.900
‫اگه حدسم درست باشه، هویت واقعی اون روح رقصان باید...

142
00:10:28.420 --> 00:10:32.660
‫گائوشون-ساما، می‌شه کمک کنین این کمد رو جابه‌جا کنم؟

143
00:10:32.660 --> 00:10:33.400
‫بله.

144
00:10:38.360 --> 00:10:40.020
‫وضعیتش خیلی بده.

145
00:10:40.020 --> 00:10:42.490
‫بله، خیلی پوسیده.

146
00:10:44.180 --> 00:10:46.810
‫کف اتاق زوارش در رفته و شکاف داره.

147
00:10:47.520 --> 00:10:49.080
‫در این صورت...

148
00:10:49.080 --> 00:10:52.660
‫می‌تونین ببینین که آب‌راه‌ها از زیر اینجا رد می‌شن؟

149
00:10:52.660 --> 00:10:55.440
‫فوراً نقشه‌ی عمارت الماس رو میارم.

150
00:10:57.810 --> 00:10:58.850
‫بفرمایین.

151
00:10:58.850 --> 00:11:00.340
‫خیلی ممنونم.

152
00:11:02.940 --> 00:11:05.850
‫همون‌طور که حدس می‌زدم، آب‌راه‌ از زیر اینجا رد می‌شه.

153
00:11:06.350 --> 00:11:11.350
‫وقتی آب داغ از اینجا رد می‌شه،
‫بخار به راحتی باعث پوسیدن کف و دیوارها می‌شه.

154
00:11:11.640 --> 00:11:17.860
‫بعدش، بخار از این شکاف بالا میاد،
‫به نوعی باد ایجاد می‌کنه و پرده‌ها رو به حرکت در میاره.

155
00:11:19.130 --> 00:11:22.740
‫پ  پس اون صورت گردی که دیدم چی بود؟!

156
00:11:25.420 --> 00:11:26.280
‫احتمالاً اینه.

157
00:11:30.280 --> 00:11:32.140
‫چیزه، اون...

158
00:11:33.230 --> 00:11:38.090
‫اون آینه‌ی مسی خیلی برام عزیزه. می‌شه مراقبش باشین؟

159
00:11:38.610 --> 00:11:41.720
‫متوجه‌م. چندوقته که این آینه این‌جاست؟

160
00:11:42.010 --> 00:11:44.130
‫قبلاً خیلی ازش استفاده می‌کردم.

161
00:11:44.130 --> 00:11:47.310
‫ولی الان، اون آینه‌ای که سفیرهای ویژه بهمون دادن رو داریم، برای همین...

162
00:11:47.870 --> 00:11:50.100
‫آینه‌ی سفیرهای ویژه از جنس شیشه‌ست،

163
00:11:50.100 --> 00:11:52.640
‫که باعث می‌شه از آینه‌ی مسی شفاف‌تر باشه.

164
00:11:52.640 --> 00:11:54.830
‫طبیعتاً این‌یکی رو می‌ذارن کنار.

165
00:11:54.830 --> 00:11:56.550
‫ولی بازم...

166
00:11:56.550 --> 00:11:58.830
‫حتماً هر روز تمیزش می‌کنین.

167
00:11:58.830 --> 00:12:02.750
‫بله... میراث مادر مرحومم هستش.

168
00:12:04.100 --> 00:12:08.240
‫به‌نظر یه آینه‌ی مسی ساده میاد، ولی...

169
00:12:09.940 --> 00:12:14.460
‫لیشو-ساما، چطوره بعد از مدت‌ها ازش استفاده کنیم؟

170
00:12:15.650 --> 00:12:16.560
‫بفرمایین.

171
00:12:19.990 --> 00:12:22.000
‫استفاده کنم؟

172
00:12:23.090 --> 00:12:26.800
‫فکر می‌کنم زیر یه نور خوب راحت‌تر می‌شه دید.

173
00:12:32.020 --> 00:12:35.310
‫اگه این‌طرفی بگیرینش، احتمالاً نتیجه‌ی بهتری بده.

174
00:12:44.110 --> 00:12:46.970
‫که این‌طور. پس این‌طوری ظاهر می‌شه.

175
00:12:46.970 --> 00:12:48.580
‫چه خبره؟!

176
00:12:48.990 --> 00:12:53.220
‫بهش می‌گن «جادوی آینه». هرچند خودمم بار اوله از نزدیک یکیشو می‌بینم.

177
00:12:53.220 --> 00:12:54.290
‫جادوی آینه؟

178
00:12:54.640 --> 00:13:01.450
‫یه نوع خیلی خاصی از آینه هست که می‌تونه نور
‫رو بازتاب کنه و به یک تصویر یا متن تبدیلش کنه.

179
00:13:01.800 --> 00:13:06.910
‫شنیدم با اعمال برجستگی روی سطح آینه ساخته می‌شه.

180
00:13:07.520 --> 00:13:11.740
‫طبق چیزی که از پدرخونده‌م شنیدم، ساختش کمی مهارت می‌طلبه.

181
00:13:15.720 --> 00:13:20.230
‫آینه‌ای که به خوبی جلا داده شده، چهره‌ای رو زیر نور ماه به نمایش می‌ذاره.

182
00:13:20.950 --> 00:13:24.660
‫بخار داغ باعث حرکت پرده می‌شه.

183
00:13:26.140 --> 00:13:31.860
‫این روح با همراه شدن چند حادثه‌ی اتفاقی به وجود اومده.

184
00:13:32.910 --> 00:13:37.360
‫این چهره... شبیه مادر مرحوممه.

185
00:13:38.650 --> 00:13:43.840
‫مادرم به‌خاطر اینکه دیگه از این آینه استفاده نکردم ازم عصبانی شدن؟

186
00:13:44.300 --> 00:13:46.260
‫برای همین اومدن تا توبیخم کنن؟

187
00:13:47.010 --> 00:13:49.010
‫تصادف محضه.

188
00:13:49.510 --> 00:13:51.980
‫شنیدم عاشق رقصیدن بودن.

189
00:13:51.980 --> 00:13:54.620
‫وقتی منو به دنیا آوردن، سلامتیشون رو از دست دادن.

190
00:13:54.620 --> 00:13:57.700
‫دیگه نتونستن برقصن، و بعدش هم فوت شدن.

191
00:13:58.200 --> 00:14:01.110
‫شاید برای همینه که این‌طوری به عنوان یه روح می‌رقصن.

192
00:14:01.770 --> 00:14:03.070
‫روح‌ها نمی‌

193
00:14:12.900 --> 00:14:17.140
‫با این سن، سزاوار زندگی آروم‌تریه.

194
00:14:17.140 --> 00:14:20.050
‫شاید با مراقبت هر روزه از میراث مادرش...

195
00:14:20.050 --> 00:14:23.190
‫تونسته با تنهایی‌ای که این‌جا توی کاخ اندرونی متحمل می‌شه، کنار بیاد.

196
00:14:24.510 --> 00:14:27.800
‫درست نمی‌دونم دوست داشتن یه مادر چه حسی داره.

197
00:14:28.430 --> 00:14:34.060
‫اما برای همنشین لیشو، حتماً انقدری
‫مهم بوده که باعث احساساتی شدنش بشه.

198
00:14:39.700 --> 00:14:44.110
‫با اجازه، بیرون براتون چای آماده کردیم.

199
00:14:48.280 --> 00:14:52.690
‫وای، لیشو-ساما... چرا گریه می‌کنین؟

200
00:14:52.690 --> 00:14:55.160
‫به‌نظرتون جلوی بقیه شرم‌آور نیست؟

201
00:14:55.630 --> 00:14:59.530
‫با نگاه اول شاید یه ندیمه‌ی سخت‌گیر اما دلسوز به‌نظر بیاد.

202
00:14:59.530 --> 00:15:02.290
‫اما ذات واقعیش گهگاهی بیرون می‌زنه.

203
00:15:02.290 --> 00:15:04.210
‫الان دیگه واسه تظاهر خیلی دیره.

204
00:15:04.570 --> 00:15:09.400
‫ای وای این آینه... هنوز دارینش؟

205
00:15:10.680 --> 00:15:15.810
‫دیگه آینه‌های سفراء رو دارین... پس به این احتیاجی ندارین.

206
00:15:16.360 --> 00:15:19.060
‫چرا به یه نفر هدیه‌ش نمی‌دین؟

207
00:15:17.890 --> 00:15:18.720
‫پسش بده...

208
00:15:19.390 --> 00:15:20.770
چی؟

209
00:15:21.330 --> 00:15:25.100
‫پسش بده! پسش بده!

210
00:15:27.480 --> 00:15:28.780
‫چ  چتونه؟

211
00:15:29.400 --> 00:15:31.970
‫جلوی مهمون‌‌هامون خودتونو خجالت‌زده می‌کنین.

212
00:15:31.970 --> 00:15:35.410
‫اون برای همنشین لیشو چیز ارزشمندیه.

213
00:15:35.810 --> 00:15:39.660
‫فکر نمی‌کنم کار درستی باشه بدون اجازه ازشون بگیرینش.

214
00:15:41.160 --> 00:15:48.420
اپلیکیشن های اختصاصی ویندوز, اندروید و مک سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال بدون سانسور

215
00:15:49.920 --> 00:15:52.050
‫اینو هم ایشون بهتون هدیه دادن؟

216
00:15:54.320 --> 00:15:58.120
‫حتی اگه هدیه از سمت ایشون باشه، اینکه یه ندیمه...

217
00:15:58.120 --> 00:16:01.390
‫چیزی رو بپوشن که تاج یه همنشین عالی‌رتبه روش حکاکی شده...

218
00:16:03.190 --> 00:16:05.860
‫به ذهنتون خطور نکرد ممکنه چقدر ناشایست باشه؟

219
00:16:09.220 --> 00:16:12.770
‫جینشی-ساما هم می‌دونست که ندیمه‌های همنشین لیشو...

220
00:16:12.770 --> 00:16:14.740
‫باهاش بد رفتاری می‌کنن.

221
00:16:15.410 --> 00:16:17.330
‫واضحاً چیزی نگفت،

222
00:16:17.330 --> 00:16:19.870
‫چون در نهایت فقط باعث بدرفتاری با همنشین لیشو می‌شد.

223
00:16:20.510 --> 00:16:24.460
‫اما الان که مدرک درست داره، می‌تونه راحت اثباتش کنه.

224
00:16:25.640 --> 00:16:30.160
‫حواست باشه دفعه‌ی دیگه رفتاری مغایر با جایگاهت ازت سر نزنه.

225
00:16:41.860 --> 00:16:44.100
‫اوه، ترسناکه.

226
00:16:48.730 --> 00:16:50.240
‫خودشه، نه؟

227
00:16:50.240 --> 00:16:51.230
‫خیلی خوش‌قیافه‌ست!

228
00:16:51.620 --> 00:16:54.110
‫بازم اومدن پسر جدیدو دید بزنن؟

229
00:16:55.610 --> 00:16:58.630
‫باشه باشه، فهمیدم مائومائو.

230
00:17:00.010 --> 00:17:04.380
‫خانم کوچیک، بازم داری دنبال دارویی می‌گردی که بشه برای بیهوشی ازش استفاده کرد؟

231
00:17:04.380 --> 00:17:05.220
‫بله.

232
00:17:05.220 --> 00:17:09.170
‫الان دیگه واسه خواجه‌ها نمی‌سازنش،
‫فهمیدنش چه اهمیتی داره.

233
00:17:09.640 --> 00:17:13.630
‫راستی، خواجه‌ها چطوری وارد اندرونی می‌شن؟

234
00:17:13.630 --> 00:17:15.650
‫روشون عمل جراحی انجام می‌شه.

235
00:17:15.650 --> 00:17:19.800
‫منظورم اون نیست، چطوری ثابت می‌کنن خواجه‌ان؟

236
00:17:19.800 --> 00:17:23.720
‫آه. قدیما مدرک برای نشون دادنش داشتن.

237
00:17:23.720 --> 00:17:25.850
‫ولی کلاهبرداری‌های زیادی می‌شد.

238
00:17:26.730 --> 00:17:28.520
‫الان با معاینه‌ی بدنی انجام می‌دن.

239
00:17:29.010 --> 00:17:29.900
‫می‌گیرنتون؟

240
00:17:29.900 --> 00:17:32.440
‫یکم غیرمستقیم‌تر بگو، خانم کوچیک.

241
00:17:33.080 --> 00:17:34.530
‫برای اینکه کلاهبرداری‌ای نشه،

242
00:17:34.530 --> 00:17:37.730
‫سه افسر از سه بخش متفاوت معاینه‌ش می‌کنن.

243
00:17:37.730 --> 00:17:39.630
‫اگه مشکلی نباشه، اجازه‌ی ورود دارن.

244
00:17:39.630 --> 00:17:41.700
‫فقط یه بار انجام می‌شه؟

245
00:17:41.700 --> 00:17:44.410
‫راستش... هربار که وارد و خارج می‌شیم، انجام می‌شه.

246
00:17:44.730 --> 00:17:46.240
‫جز خواجه‌ها،

247
00:17:46.240 --> 00:17:50.180
‫تنها مردایی که می‌تونن وارد کاخ اندرونی بشن، امپراتور و خویشاوندانش هستن.

248
00:17:50.180 --> 00:17:52.270
‫پس یعنی جینشی-ساما...

249
00:17:52.670 --> 00:17:54.920
‫نه، عمراً نمی‌شه.

250
00:17:55.310 --> 00:17:59.590
‫حرف خواجه‌ها شد، در مورد خواجه‌های تازه‌وارد شنیدی؟

251
00:18:00.000 --> 00:18:03.720
‫اوه، راستی، شائولان و شیسویی هم می‌گفتن.

252
00:18:04.100 --> 00:18:07.770
‫شایعه‌ها به گوشم رسیده، که حدود سی نفری هستن.

253
00:18:08.080 --> 00:18:13.270
‫درسته درسته! همه‌شون جوون و خوش‌قیافه‌ا‌ن، برای همین همه هیجان‌زده شدن!

254
00:18:13.700 --> 00:18:16.190
‫اون روزی وقتی داشتن حمام‌ها رو آماده می‌کردن...

255
00:18:16.190 --> 00:18:19.740
‫همه‌ی همنشین‌های پایین‌رتبه جمع شده بودن.

256
00:18:19.740 --> 00:18:22.240
‫بعد تو هم برای تماشا رفته بودی؟

257
00:18:22.910 --> 00:18:24.990
‫دقیقاً کی قراره بهش بگین؟

258
00:18:25.370 --> 00:18:26.960
‫به موقعش می‌گم.

259
00:18:26.960 --> 00:18:30.710
‫رفتارتون دیگه خیلی واضحه، به‌نظر مشکوکه.

260
00:18:31.180 --> 00:18:34.840
‫شائومائو داشت یه‌طوری نگاهتون می‌کرد انگار که یه کرم مرده‌این.

261
00:18:36.030 --> 00:18:38.220
‫ساکت شو. خودم می‌دونم.

262
00:18:39.010 --> 00:18:42.800
‫باید هرچه زودتر تصمیم بگیرین، وگرنه دردسر می‌شه.

263
00:18:42.800 --> 00:18:46.160
‫می‌خوای هرچه زودتر بیاد سمت خودمون.

264
00:18:46.160 --> 00:18:49.060
‫ولی... رزم‌آرا دخالت می‌کنه.

265
00:18:49.060 --> 00:18:51.550
‫لطفاً با سم به جنگ سم برین.

266
00:18:53.430 --> 00:18:55.660
‫فرمانده‌ی ارشد، کان لاکان.

267
00:18:55.660 --> 00:18:58.860
‫به زور موقعیت رهبری خاندانش رو...

268
00:18:58.860 --> 00:19:00.780
‫از پدر و برادر ناتنیش گرفت.

269
00:19:01.340 --> 00:19:03.640
‫الان کسی شده که حتی شخص امپراتور هم براش احترام قائله.

270
00:19:04.780 --> 00:19:08.720
‫با اینکه یک فرمانده‌ی ارشده، به هیچ حزب خاصی تعلق نداره،

271
00:19:08.720 --> 00:19:10.480
‫به میل خودش بین آدما پرسه می‌زنه.

272
00:19:11.250 --> 00:19:13.810
‫خیلی‌ها تلاش کردن قبل از اینکه دردسری
‫درست کنه، تحت سلطه‌ی خودشون درش بیارن، اما...

273
00:19:13.810 --> 00:19:17.770
‫همه‌شون با چندتا خسارت جزئی تاوانشو دادن و عقب زده شدن.

274
00:19:19.050 --> 00:19:23.390
‫هیچ‌کسی نمی‌دونه چی تو سر اون مرد می‌گذره.

275
00:19:23.390 --> 00:19:28.090
‫قانون ناگفته‌ی توی قلعه اینه که؛
‫ «به جز موارد ضروری دم‌پرش نشو.»

276
00:19:28.660 --> 00:19:34.060
‫اما... برای اینکه مائومائو رو بیاریم سمت
‫ خودمون، اول باید به اون رسیدگی کنیم.

277
00:19:34.870 --> 00:19:36.980
‫دوست دارم حقیقت رو بهش بگم.

278
00:19:36.980 --> 00:19:43.050
‫اینکه چرا توی جایگاه فعلیمم... و اینکه چرا هویت
‫واقعیم رو مخفی می‌کنم، دوست دارم از اینا باخبر بشه.

279
00:19:43.570 --> 00:19:47.080
‫اما اون‌وقت، چه واکنشی از خودش نشون می‌ده.

280
00:19:50.650 --> 00:19:53.910
‫بازم کارای کاخ اندرونی. زیادن.

281
00:19:54.420 --> 00:19:57.360
‫نصفشون مربوط به همنشین لولانه.

282
00:19:57.770 --> 00:20:00.770
‫خدمتکاراشون زیادی از حدن، و لباس‌هاشون زیادی پرزرق و برقن...

283
00:20:00.770 --> 00:20:04.430
‫که باعث به‌هم ریختن جو فضای اندرونی می‌شه... و از این قبیل چیزها.

284
00:20:04.720 --> 00:20:06.340
‫پس مثل همیشه‌ست.

285
00:20:06.770 --> 00:20:09.990
‫این یکی جدیده.

286
00:20:12.460 --> 00:20:16.910
یه بانوی دربار سعی داره برای خواجه‌های جدید عشوه‌گری کنه؟

287
00:20:16.910 --> 00:20:18.860
‫خب، انتظارش می‌رفت.

288
00:20:18.860 --> 00:20:22.320
‫بله. کار یدی زیادی بهشون محول شده.

289
00:20:22.710 --> 00:20:26.470
‫برنامه داریم بر اساس مهارت‌هاشون به بخش‌های دیگه‌ای منتقلشون کنیم، ولی...

290
00:20:26.470 --> 00:20:29.890
‫همه‌شون برده‌های سابق از یک سرزمین دیگه‌ان.

291
00:20:29.890 --> 00:20:31.830
‫باید حواسمون جمع باشه.

292
00:20:31.830 --> 00:20:36.730
‫اوهوم. باید از نزدیک یه نگاهی بندازم، حتی اگه برای حفظ ظاهر باشه.

293
00:20:36.730 --> 00:20:37.590
‫بله.

294
00:20:38.190 --> 00:20:39.650
‫چه مایه‌ی عذابی.

295
00:20:39.650 --> 00:20:41.460
‫لطفاً تسلیم نشین.

296
00:20:43.390 --> 00:20:45.680
‫کسایی که ما دنبالشون هستیم، اونایی‌ان که کمربند سفید بستن.

297
00:20:46.380 --> 00:20:49.060
‫لاغر و به‌نظر ترسیده میان.

298
00:20:49.880 --> 00:20:52.750
‫برده‌های سابق، حتی با وجودی که آزاد شدن...

299
00:20:52.750 --> 00:20:56.330
‫زندگی به عنوان یه شهروند عادی براشون سخته.

300
00:20:56.330 --> 00:21:00.110
‫آوردنشون به کاخ اندرونی، از لحاظی تصمیم خوبیه.

301
00:21:04.330 --> 00:21:06.210
‫و اون باید همون خواجه‌ی معروف باشه.

302
00:21:06.850 --> 00:21:08.800
‫دست چپش چیزی شده؟

303
00:21:08.800 --> 00:21:13.820
‫به شدت مورد آزار و اذیت قرار گرفته، طوری که باعث شده سمت چپ بدنش لمس بشه.

304
00:21:14.270 --> 00:21:17.650
‫چون همه‌ی جای بدنش زخمیه، تمایلی به نشون دادنش نداره.

305
00:21:17.650 --> 00:21:18.790
‫که این‌طور.

306
00:21:20.500 --> 00:21:22.910
‫ولی... خیلی معروفه.

307
00:21:22.910 --> 00:21:25.280
‫بله. بسیار باهوشه،

308
00:21:25.280 --> 00:21:27.640
‫و در مورد خانم‌ها خیلی باملاحظه‌ست.

309
00:21:29.340 --> 00:21:30.460
‫چیه؟

310
00:21:30.460 --> 00:21:32.450
‫حرفی برای گفتن از جانب شما می‌مونه؟

311
00:21:41.990 --> 00:21:43.890
‫تازه‌واردها اوضاعتون چطوره؟

312
00:21:43.890 --> 00:21:45.120
‫جینشی-ساما.

313
00:21:49.490 --> 00:21:51.240
‫شاید هنوز به کمک نیاز داشته باشن،

314
00:21:51.240 --> 00:21:54.760
‫اما قول می‌دیم براشون کاری پیدا کنیم که درخور مهارت‌هاشون باشه.

315
00:21:54.760 --> 00:21:55.560
‫البته.

316
00:21:57.860 --> 00:21:59.470
‫چه غلطی کردی؟

317
00:21:59.900 --> 00:22:03.460
‫این یخ... برای یه همنشین عالی‌رتبه بود!

318
00:22:05.210 --> 00:22:08.550
‫وای... کارم تمومه!

319
00:22:09.850 --> 00:22:10.550
‫م...

320
00:22:11.750 --> 00:22:13.290
‫متأسفم...

321
00:22:13.310 --> 00:22:23.310
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام سینمافریک ::..
.:: <font color="#ff9800">Telegram: @cinemaafreak</font> ::.
.:: <font color="#ff9800">Instagram: @cinema.freak</font> ::.

322
00:22:23.334 --> 00:22:35.334
سینمافریک
مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
‏.::  <font color="#ff9800">CinemaFreak.Net</font> ::.

323
00:23:44.980 --> 00:23:59.910
‫قسمت بعدی

324
00:23:56.450 --> 00:23:58.490
‫«قسمت بعدی: یخ.»

325
00:23:56.450 --> 00:23:59.910
{\an8}‫قسمت

326
00:23:56.450 --> 00:23:59.910
{\an8}‫قسمت

327
00:23:56.450 --> 00:23:59.910
{\an8}39

328
00:23:56.450 --> 00:23:59.910
{\an8}39

329
00:23:56.450 --> 00:23:59.910
{\an8}یخ

330
00:23:56.450 --> 00:23:59.910
{\an8}یخ
